تاریخ دانمارک- قسمت دوم: از شروع اصلاحات اجتماعی تا عصر معاصر

  • By سیامک
  • ۱۳۹۸-۰۸-۰۳
  • 0
  • دانمارک دارای حدود ۴۵ هزار کیلومتر مربع مساحت و بیش از پنج میلیون نفر حمعیت دارد. در حال حاضر ی‍كی از کوچ‍كترین کشورهای اروپایی است در حالی که در دوران گذشته منطقه وسیعی را شامل می شده است. دانستن تاریخ کشور به درک بهتر رفتار مردم، شناخت دلایل ساختارهای اجتماعی و شهری این کشور کمک می کند. در قسمت اول معرفی تاریخ دانمارک، تاریخ این کشور را به طور مختصر تا ۱۶۶۰ میلادی شرح دادیم. در این قسمت تاریخ دانمارک از این سال تا عصر معاصر شرح داده خواهد شد. با ما همراه شوید.

اصلاحات پولی و روستایی(۱۶۶۰ – ۱۸۴۸)

شکست های فراوان و از دست دادن Skåne، Halland،Halland موجب بحران های سیاسی در این دوره تاریخ دانمارک شد. حاصل این بحران این بود که شخص جدید بر سر کار بیاید. این اتفاق در حدود ۱۶۶۰ تا ۶۱ افتاد. تا قبل از آن دانمارک کشوری با پادشاهی الکتورال بود، به این معنی که پادشاه توسط افراد معتبر و با نفوذ انتخاب می شد. اما از این تاریخ به بعد پادشاهی موروثی برقرار شد. از تاریخ ۱۶۶۰ پادشاهی از نسلی به نسل دیگر به ارث میرسید. در بیشتر اوقات پسر ارشد پادشاه به عنوان ولیعهد انتخاب میشد و پس از پدر صاحب تاج و تخت می شد. پادشاه از تاریخ ۱۶۶۱ قدرت مطلقه کل کشور دانمارک شد. به این صورت که او می توانست بدون نظرداشت افراد با نفوذ کشور، دانمارک را اداره کند. فردگرایی تا سال ۱۸۴۸ ادامه پیدا کرد.

دانمارک تا آخر قرن هجدهم همچنان به عنوان کشوری کشاورز باقی ماند. اما تغییرات اجتماعی از پایان قرن هجدهم آغاز شد. این مساله اثر عمیقی بر جامعه دانمارک داشت. دیگر خود کشاورزان بودند که تصمیم می گرفتند که کجا کار و یا زندگی کنند. تا پیش از آن کشاورزان به اجبار برای یک ملاک کار می کردند و حق انتخاب نداشتند. بعد از تغییر و یا همان رفورم، دیگر آنها می توانستند زمین خودشان را داشته باشند. در نتیجه کشاورزهای مستقل به عنوان قشری جدید در دانمارک ظهور پیدا کردند.

دیگر کشاورزان کارگرانی نبودند که در یک روستا زندگی می کردند و بر روی زمین های یک ملاک کار کنند. هر کدام خانه ای بر سر زمینهای شخصی شان ساختند و ساختار جدیدی از نحوه زندگی در دانمارک شکل گرفت. هنوز هم می توان خانه های تک را بر سر زمینها در دانمارک دید و تقریبا اثری از روستاهای قبل از رفورم در دانمارک موجود نیست. کشاورزان مستقل از لحاظی اقتصادی استقلال پیدا کرده بودند. اما همچنان اختیار و یا تاثیری در سیاست های کشور نداشتند و این پادشاه بود که در این زمینه ها تصمیم می گرفت.

دوره دموکراسی(۱۸۴۹)

از اواخر قرن هجدهم و با وجود آزادی های اقتصادی، نارضایتی افراد در مورد اختیارات پادشاه به عنوان رهبر جامعه رو به افزایش گذاشت. به علت فشارهای جامعه پادشاه فردریک هفتم در سال ۱۸۴۸ اعلام کرد که مایل به تغییر ساختار از پادشاهی مطلقه به پادشاهی مشروطه است. قانون اساسی دانمارک در تاریخ پنجم ژوئن سال ۱۸۴۹نهایی شد، به این صورت که کشور دارای دو گروه قانون گذار خواهد بود، شامل پارلمان دانمارک و شوراهای محلی که به همراه هم Rigsdagen نامیده می شدند. این مردم بودند که تصمیم می گرفتند که چه کسانی باید بر صندلی های Rigsdagen تکیه دهند.

البته قانون اساسی اعلامی اولیه به این معنی نبود که همه مردم بر سیاست کشور تاثیر داشتند. به طور مثال زنان، مردان فقیر و یا زیر سی سال سن حق رای نداشتند و حق رای به این گروه از افراد در تغییرات سال ۱۹۱۵ قانون اساسی اعطا شد. با این وجود قانون اساسی آن زمان دانمارک یکی از دموکرات ترین قوانین آن زمان بود.

پادشاه فردریک هفتم

یک کشور کوچک (۱۸۶۴)

پس از جنگی در سال ۱۸۶۴ میان دانمارک و آلمان درگرفت، دانمارک Slesvig و Holsten را از دست داد. این دو ناحیه مدت طولانی جزئی از دانمارک بودند. از دست دادن زمین های زیاد و در نتیجه کوچک شدن کشور باعث شد که در وهله اول زمین های بیشتری در جایی مثل یولند زیر کشت رود و از طرفی گروهی از کشاورزان به دامداری رو بیاورند. چرا که درآمد حاصل از تولید کره، خوک و تخم مرغ به مراتب چشمگیر تر از تولید غلات بود.

از تاریخ ۱۸۷۰ صنعتی شدن دانمارک شدت گرفت. در نتیجه کسانی که در مناطق روستایی فقیر بودند به عنوان کارگر جذب کارخانجاتی شدند که عمدتا در شهرهای دانمارک بنا نهاده شده بودند. این باعث ایجاد طبقه جدید اجتماعی یعنی همان طبقه کارگر شد.

بی طرفی و اشغال (۱۹۱۴تا۱۹۴۵)

در جنگ جهانی اول که از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ ادامه داشت، دانمارک اعلام بی طرفی کرد. در طول دوره جنگ جهانی دوم آلمان دانمارک را در تاریخ نهم آوریل ۱۹۴۰ اشغال کرد. دولت وقت دانمارک تسلیم شد و مجبور به همکاری با آلمان شد. تعداد مخالفان همکاری با آلمان به مرور زمان بیشتر و بیشتر شدند به طوری که در آگوست ۱۹۴۳ دانمارک با آلمان قطع همکاری کرد. دولت وقت دانمارک استعفا داد و ارتش منحل شد. یک سال و نیم آخر به عنوان دوره ای بود که مخالفان در حال اتحاد علیه آلمان بودند. در این مدت بارها آلمانی ها و همقطاران دانمارکی شان توسط گروه مخالفان مورد حمله واقع شدند. دانمارک سرانجام توسط ارتش انگلیس در تاریخ پنجم می ۱۹۴۵ آزاد شد.

اشغال دانمارک توسط آلمان در طول جنگ جهانی دوم

زندگی در دانمارک

همکاری های بین المللی

دانمارک پس از جنگ جهانی دوم وارد یک سری ائتلاف های بین المللی شد و همکاری های بین المللی را آغاز کرد.

پیوستن به سازمان ملل متحد: دانمارک در سال ۱۹۴۵ پس از تشکیل سازمان ملل در این سال، به این سازمان پیوست.

پیوستن به ناتو: در سال ۱۹۴۹ دانمارک به ناتو که در همین سال تاسیس شده بود پیوست. از سال ۱۸۶۴ دانمارک در تمامی منازعات بی طرف بود. اگرچه با پیوستن به ناتو بی طرفی این کشور نقض شده است.

پیوستن به اتحادیه اروپا: دانمارک در سال ۱۹۷۳ به اتحادیه اروپا که در آن زمان به عنوان EC شناخته می شد پیوست. اگرچه بعضی موارد را با اتحادیه اروپا منطبق نکرد. از جمله اینکه واحد پولی خود را نگه داشت.

برای اطلاعات بیشتر در مورد دانمارک می توانید به این وبسایت مراجعه کنید.

زندگی در کپنهاگ

Previous «
Next »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

تازه ها

دسته‌ها